ارغوانارغوان، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

خط خطی های مادرانه

بهشت زمینم اردیبهشت

اردیبهشت و دوست دارم. همیشه برای من ماه قشنگی بوده. هفت اردیبهشت تولد پرنسس کوچولوی منه. دختر خواهرم. یه دختر چشم ابرو مشکی با پوست سفید و لبهای قرمز غنچه ای. یه پرنسس کوچولو که از دوسالگی تا وقتی بره مدرسه میگفت من سفید برفیم. دیروز این فرشته کوچولو دیگه شد یه خانم تمام عیار. ده سالش شد و دیگه بالهای پروازشو میتونه با قدرت بازکنه. خدایا خودت حافظ این فرشته باش. نهم اردیبهشت. سالروز عشق ما . آغاز همه لحظه های تلخ و عسلی. آغاز همه روزهای سیاه و سفید. آغاز همه ی دوست دارم ها. آغاز دلتنگی ها و شروع یه راه بلند. آغاز یه علاقه. یه کشش. یه خواستن. اولین ملاقات مون دوسال پیش تو همچین روزی بود. ملاقاتی که اشتیاق دیدارهای ...
8 ارديبهشت 1392

ماجراهای من

دیروز صبح رفتیم کلینیک نوید. باز از من آزمایش خون (CBC) گرفتن و مثل دفعه قبل دستم و داغون کردن. آخرشم سرنگ و کشیدن بیرون و از دست دیگم نمونه گرفتن. بعد از آزمایش دوباره رفتیم مشاوره و یه پرونده برای زیفت پر کردیم و بخش آز اسپرم هم یه مشاوره ای شدیم و رفتیم برای سونو. تو حسابداری هم فرمودند که هزینه عمل نسبت به قبل از عید 700هزار تومن ناقابل گرونتر شده. بعد از درآوردن لباسام رفتم روی تخت و این دفعه نمیدونم چرا اینقدر دردم گرفت. شاید بخاطر این بود که صبح تو نمونه گیری باعث شده بودن دوباره فشارم بیفته. خانوم دکتر که میگفت و دستیارش مینوشت من شنیدم که گفت ضخامت دیواره آندومتر 5.8 تعداد 5 تا فولیکول هم این سمت هست. راستش خیلی ناراح...
5 ارديبهشت 1392

بازم مهمونی و اولین سونوگرافی

صبح که سپیده بزنه میریم واسه سونوگرافی. دوباره کلینیک نوید و معاینه که ببینن این داروها تاثیری هم داشته و دارم تخم میذارم یا نه. الانم که بی خوابی زده به سرم. انشااله که بی نتیجه نمونده باشه. راستی سه روزه دارم آمپولهای گونال و منوپیورم میزنم. از دیروز زیر دلم خیلی درد میکنه. خدا کنه بخاطر تخمک گذاری باشه. امشب مهمون داشتم. میخواستم یه چیزهایی درست کنم که تک باشه. از دوستام هم کلی نظر گرفتم. بعدا که دیدم فقط یه آقاست به زرشک پلو رضایت دادم خخخخخخخ. قرار بود عکس غذاهارو بذارم. البته با اینکه طعمش خوب بود ظاهرش خیلی جالب نبود. دیگه دیدم خانوم همراهش نیست خیالم راحت شد و تنبلی طی کردم. شمیم جون قول داده بودم عکسارو بذارم. ای...
4 ارديبهشت 1392

مادرم

امروز تولد بزرگترین عشق و دلیل زندگیمه. مادرم امروز 49 سالش شد. عاشقتم مامان. هرچی دارم بعد از خدا زیر سایه ی تو بدست آوردم. همیشه کنارم بمون. همیشه سالم و سلامت باش. بذار هر وقت بهت نیاز دارم بدونم زانوی کسی هست که میتونم سر روش بذارم. سینه ای هست که میتونم صدای قلبشو گوش بدم. تولدت مبارک مامان .   روز مادر نزدیکه. دلم نیاومد این عکسهای قشنگ و با شما قسمت نکنم.                     ...
31 فروردين 1392

عوارض

اطلاعاتی در مورد داروهایی که تا حالا مصرف کردم و عوارضی که خودم باهاشون روبرو شدم و اینجا مینویسم. شاید برای همه جالب نباشه. ولی مخصوصا به کسانیکه ااین پروسه رو طی میکنن توصیه میکنم مطالعه کنند. سیپروترون کامپاند: عوارضی که من باهاش درگیر شدم: فراموشکاری و حواس پرتی، خشکی دهان، افزایش وزن، بزرگ و دردناک شدن سینه ­ها. توصیه میکنم در مدتی که این دارو رو استفاده میکنید رانندگی نکنید. موارد مصرف‌ : اين‌ دارو در درمان‌ آكنه‌مقاوم‌ به‌ آنتي‌بيوتيك‌ها درزنان‌ و يا زناني‌كه‌ در ضمن‌ درمان‌ آكنه‌ تمايل‌ به‌ استفاده‌از داروهاي‌ ضد بارداري‌ ...
29 فروردين 1392

لالایی

  لالایی کن بخواب خوابت قشنگه گل مهتاب شبات هزار تا رنگه یه وقت بیدار نشی از خواب قصه یه وقت پا نزاری تو شهر غصه لالایی کن مامان چشماش بیداره مثل هر شب لولو پشت دیواره دیگه بادکنک تو نخ نداره نمی رسه به ابر پاره پاره   ...
22 فروردين 1392

پرواز

"پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست"   با این یه جمله فروغ فرخزاد بارها و بارها گریه کرده ام. نمیدونم چرا ولی این جمله خیلی برام سنگین بود. همیشه فکر میکردم چرا بایدپرواز باشه و پرنده نباشه. اصلا پروازی که پرنده نداره پرواز نیست. همیشه با خودم میگفتم من همون پرنده ام که اگه من نباشم زندگی نیست. من نباشم آرزو نیست، احساس نیست، پرواز نیست. اما الان میفهمم هست. خیلی پروازا پرنده ندارن. مثل پرواز نی نی های دوستام. مثل پرواز دلم پی نی نی. مثل پرواز آرزوها و برنامه هام.  مثل پرواز من به دنبال هر چی رو زمین گشتم و پیدا نکردم. اشتباه نکرده بودم؛ منم پرنده بودم اما نه از جنس کبوتر، باید ققنوسی باشم که از خاکستر من پرنده ا...
21 فروردين 1392