انتقال
بالاخره وقتش شد. به امید خدا فردا صبح زود میرم برای انتقال. دفعه ی قبل نمیدونستم حموم کردن خوب نیست فردای عمل رفتم تو حموم و حسابی دوش گرفتم. از روز بعدش هم هر روز تو حمام بود. این دفعه باید بیشتر مراقب باشم. زیاد حموم نرم و از لپ تاپ و موبایل هم فاصله بگیرم که مبادا اشعه شون باعث آزار این جوجوها بشه. اینبار نه که بترسم، خیلی بیشتر نگرانم. امروز مانلی و نجمه اومدن خونه م. خیلی خوش گذشت. دوستهای واقعا مهربون و خوبین. با اینکه دیگه پرده های دنیای مجازی رو از میون برداشتیم و همدیگه رو به راحتی می بینیم ولی هنوز هم خیلی راحت میشه باهاشون حرف زد. بعد از مدت ها فاصله گرفتن از دوستام و خونه نشینی امروز خیلییییی روز خوبی بود. ممنونم ازشون که ...


